چرا گل دیزی را دوست دارم

من گل دیزی چمنی رو خیلی دوست دارم. به فارسی به آن "مینای چمنی" هم میگویند.

این گل نماد پاکی و معصومیت است.
در بعضی باورهای باستانی، گل دیزی سمبل شروعی تازه است.
شاید به خاطر همین است که در بعضی فرهنگ ها مرسوم است که این گل را به عنوان سمبل "کودکی" به کسی که تازه مادر شده است بدهند.

ما همه مان روزی به دنیا آمدیم. اما دقیقا از چه موقع بزرگسال شدیم؟

مطمئنا یک شبه نبوده. ما یواش یواش از بزرگترهای "مبتلا"، دسته بندی کردن را یاد گرفتیم. دسته بندی کردن روش فوق العاده ای برای یادگیری است. اما وقتی جای درستی استفاده نشود، باعث ویرانی فرد میشود.
جنبه هایی که میفهمیم از نظر جامعه قشنگ نیست پنهان می کنیم، و هرکسی که پنهان نکرده یاد میگیریم مسخره کنیم.
از عاشق شدن و دیوانگی کردن در راه عاشقی میترسیم. از ترسیدن هم میترسیم. استاد در انکار می شویم.

در عشق ورزیدن به خودمان هم شرط و شروط میگذراریم:
▪️اگر فلان مدرک را بگیرم، آنوقت بیشتر خودم را دوست دارم.
▪️اگر در این مصاحبه قبول شوم یعنی خیلی خواستنی هستم.
▪️اگر این دختره باهام شام بیاد بیرون یعنی دوست داشتنی ام.
▪️اگر ایندفعه رژیمم را نشکنم آدم با لیاقتی ام.
▪️اگر پول داشته باشم بیشتر لایق توجه به سلامتی خودم هستم‌.

لوئیز هی در کتاب اعجاب زندگی می‌گوید: «بسیار غم‌انگیز است، اما بسیاری از ما خودمان را از دوست داشتنِ خود محروم می‌کنیم تا آن هنگام که به هدفی حماقت بار و تصنعی مانند کاهش وزن، یا پول زیاد برسیم. این اهداف فقط مایه‌ی دل‌ مشغولی است و بر کاستی حقیقی زندگی‌هایمان حجابی می‌افکند. اگر با خودمان رابطه‌ای خوب نداشته باشیم، در نهایت نمی‌توانیم رابطه‌هایی سالم را با دیگر مردم حفظ کنیم.»

و در قسمتی دیگر از کتاب آمده است که:

«دچار شدن به عشقی آتشین بسیار شیرین است. با وجود این، مهم‌ترین عشقی که می‌توانیم به دست آوریم، عشق به خود است. دوست داشتن خود، به معنی قدردانی عمیق و تمجید از کسی است که به واقع هستیم، از جمله از آنچه به‌عنوان «گناهان»مان تلقی می کنیم.»

من فکر میکنم معصومیت-که گل دیزی هم سمبل آن است- در مقابل گناهکار نیست؛ یعنی بی قضاوت عشق ورزیدن.
یعنی بخشش، یعنی رهایی.
یعنی باز هم متولد شدن. بلند شدن. یعنی به استقبال شروعی تازه رفتن. حتی اگر پنج هزار و نهصد و هشتاد بار منحرف شده باشیم.

.پاکی یعنی، در آغوش کشیدن زندگی.

ارسال دیدگاه