یک تمرین خوب برای شناسایی باورها

امروز در کتاب جن سینسرو به نام You Are a Badass at Making Money که مطمئن نیستم به زبان فارسی ترجمه شده است یا نهبه تمرسن خوبی برای کشف باور به پول برخوردمکه فکر می‌کنم برای دسترسی به باورهای دیگر هم با این تمرین میود به نتایج شگفت آوری رسید. 

 

هر چیزی که ما باور کنیم، همان را تجربه می کنیم. اگر فکر می کنید پول کثیف است، همیشه اتفاقات زندگی تان طوری تنظیم می شود که آخر ماه که هیچ، همان اوایل ماه آه هم کف دستتان نباشد. به هر حال چه کسی خوشش می‌آید یک چیز کثیف را تمام ماه کف دستش نگه دارد؟ بعضی ها هم که از توی حساب بانکی‌شان خیلی وقت است خار هم رد نمی‌شود. سینه خیز روز را شب می‌کنند و بعد شب که می خواهند بخوابند کلی ایده به ذهنشان می آید. ایده ی زاییده ی چه ذهنی؟ ذهنی که «تفکری اشتباه» تحویل گرفته و «تفاله‌ای» جدید تحویل می دهد.

 

برای دستیابی به واقعیت باورهایتان، گفت و گو با ذهن هشیار بی‌فایده است. باید آستین بالا بزنید و تشریف ببرید به موتورخان و لوله های باورهایتان را یکی یکی بررسی کنید. 

 

بیشتر باورهای ما از دوران کودکی نشات می گیرند. درست است که ما امتداد دهنده‌شان بودیم، اما آن زمان که قدرت تشخیص چرت‌وپرت از حرف حساب نداشتیم، تنها منبع دریافت اطلاعات ما از هر چیز بزرگترهایمان بودند. وقتی زبان مادری بلد نبودیم از رفتارشان، و وقتی کلمات را یاد گرفتیم از حرفهایشان. بعدها که با سواد شدیم، از طریق کتابها، اینترنت،جامعه و همینطور آمدیم تا اینجایی که هستیم. ولی حالا ما بزرگسال هستیم. بچه نیستیم. حداقل من گمان نمی کنم محتوای وبسایتم مخاطب هفت هشت‌ساله داشته باشد. 

حالا که آدم‌بزرگ هستیم می توانیم استدلال کنیم و باورهایمان را پرسشگری کنیم.

 

تمرین:

۱. حداقل پنج مثال اصلی از حرفهایی که از پدر و مادرتان به یاد دارید که تا تقی به توقی می‌خورد درباره پول تکرار می کردند بگویید.

 

مثال: پول خوشبختی نمیاره. هر کی پولدار شد از خودش در‌اومد. پول به هیچکس وفا نکرده.

 

۲. یکی از باورهای مخرب را بنویسید و از آن آگاه شوید. 

مثال: پول خوشبختی نمیاره. 

 

۳. حالا بیایید به عنوان یک بزرگسال این باور را با طرح پرسش واکاوی کنیم.

 

تفکر زائد: پول خوشبختی نمی آورد.

سوال: چه چیزهایی به من احساس خوشبختی می دهد؟

پاسخ: گشتن با کسانی که دوستشان دارم، ساندویچ هایدا، کنسرت محسن یگانه، سفر به شمال، گرفتن ماساژ کل بدن، آبجو کنار استخر، کسب و کار خودم رو داشته باشم،‌ توی رستوران بعد از غذا انعام بدم، کمک به خیریه محک، داشتن حیوان خانگی.

سوال: آیا داشتن پول در انجام دادن این چیزهایی که بالا گفتم کمک می کند؟

پاسخ: بله

تفکر اصلاح‌شده: پول خوشبختی من را پشتیبانی می‌کند. 

فهمیدین چی شد؟ الان حس متفاوتی ندارید؟

خب، بریم بعدی.

تفکر زائد: آیا پول درآوردن کار لذت‌بخشی است؟

پاسخ: بله. وقتی پول دستم می‌آید خوشحالم. اما کاری که برای به دست آوردنش باید انجام دخم اصلا لذت‌بخش نیست.

سوال: آیا ارزش دارد که در طول یک دونه زندگی که دارید، برای پیدا کردن یا ساخت راه کسب درآمد لذت بخش برای خودتان زمان بگذارید؟

پاسخ: بله.

سوال: آسا قبول دارید که هر چیزی که به آن باور داشته باشید تحقق می‌یابد-حتی مثلا داشتن پیشه‌ای که کسب درآمد از آن فرح‌بخش است؟

پاسخ: بله.

 

تفکر اصلاح‌شده: پول درآوردن لذت‌بخش است.

 

با اینکه هنوز شاید ۱۰۰٪ این تفکرهای جدید را باور نکرده باشید، اما قبول دارید که حس بآزادی عملی بیشتری نسبت به تفکرات قبلی تان به شما می‌دهد؟ 

لیست باورهای غلط دیگر را در اینجا ببینید و هر کدام که لازم است با این روش واکاوی کنید.

ما نمی‌توانیم با بدگمانی به پول از آن خیری ببینیم. برای کاشتن باورهای درست وقت بگذارید. چون موز از دانه‌ی خیار در‌نمی آید. البته این به معنی بی احترامی به خیار نازنین نیست.منظور این است که اگر هدفتان موز است، دانه موز بکارید و خوب از آن نگهداری کنید. همت و استمرار لازم دارد اما محصولش موز است.

 

منبع تمرین: کتاب You Are a Badass at Making Money : Master the Mindset of Wealth اثر خانم جن سینسرو

منبع عکس: Pixabay

پی نوست: این کتاب به فارسی هم ترجمه شده است. من نسخه ترجمه شده را نخوانده‌ام. اگر دوستی خوانده و از ترجمه راضی بوده خوشحال می شوم در قسمت نظرات و پیشنهادات با ما در میان بگذارد.

ارسال دیدگاه